شکسته
پر از خراش
پر از زخم
با گوشت های زائد
با هر چه بود
پر کردمشان
تسکین شد
بهبود نه
شکاف ها
در عمق وجودم
لبخند تلخی به من میزنند
جنسم چه بود که ترک خورد؟
شیشه
پوست
پیله
عشق
چه میدانم
هر چه هست
تاریکی از میانش رد شد
ترک خورد
نور هم مرا میبیند؟
در دیدارمان می ماند یا رد میشود؟
روزی از بین این ترک ها
آدم دیگر متولد میشود
برچسب:
نویسنده: رویا نظری
آرامش لازم است اما سوخت، درد و رنج است قلب خود را آرام نگه دار و سختی ها را برای ادامه راه بسوزان
برچسب:
نویسنده: رویا نظری